نوشته‌هایی با برچسب "شبهای قدر"

اشعار شبهای قدر (3) اشعار شبهای قدر (3)

اشعار شب های قدر. شب قدر است امشب مست مستم‌ ای خدا با تو. شدم تا مست دانستم که هستم ای خدا با تو. در این خلوت تو من یا من تو، انصاف از تو می‌خواهم. تو با من مست یا من مست هستم ای خدا با تو. خواه از من که هرگز راه عقل و عافیت پویم. که من دیوانه از روز الستم ای خدا با تو. دویدم سال‌‌ها اما به دور افتادم از کویت. چو افتادم ز پا در خود نشستم ای خدا با تو. سر از خاک زمین تا برگرفتم عشق ورزیدم. ولی آزاد از هر بند و بستم ای خدا با تو. تو هر جا جلوه کردی من تو را دیدم پرستیدم. به هر صورت جمالی می‌پرستم ای خدا با تو. محمدخلیل مذئب. اشعار شب های قدر. ای

اشعار شبهای قدر (2) اشعار شبهای قدر (2)

اشعار شبهای قدر (2). در سجده آنچه خواست علی مستجاب شد. محراب پر ز خون دل بوتراب شد. سیمرغ عشق، از قفس آزاد گشت باز. آری قسم به کعبه، علی(ع) کامیاب شد. لرزان اساس خلقت و سرگشته کائنات. جانها ز داغ او، همه در التهاب شد. پیچید در فضای جهان بانگ «قد قُتِل». روح الامین به سوی زمین با شتاب شد. بر سر زدند جمله مَلَک‏های آسمان. گریان، که پایگاه هدایت خراب شد. گیسوی شب، سپید شد از داغ مرتضی. وقت سحر، که صورتش از خون خضاب شد. کشتند چونکه شیر خدا را به سجده‏گاه. دیگر برای کشتن حق فتح باب شد. جسمی به خاک رفت که جان‏ها فدای اوست. داغی به جای ماند، که دل‏ها

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه